تبليغاتX
بارانمایه های دختری از جنس من
با سیم های رختی روی پشت باممان تار می زدم

که پسر همسایه عاشقم شد

و هر روز...

تمام لباس هایم را از بر بود

و نت های موسیقی ام را...

اما یک روز

دیگر ما از آنجا رفتیم

رفتیم به جایی که سیم های رختی اش

در حیاط خلوت بود

و از دیوار هایش موش می چکید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 21:32  توسط الهه مینایی  |