با قلمی از جنس آسمان
اما بغض می کند
خودکارم را می گویم
بعد انگار که ساعت ها باریده باشد
دفترم خیس خیس می شود
و من چون کودکی که ساعت ها در زیر باران منتظر مانده باشد
می نویسم:
آن مرد در باران........
باز هم نیامد!!
RSS