سکوت مرد و فریبی... دلم برای خودم ...
صدای خنده ی آدم نمی رسد به سه سوت:
هوای خوردن سیبی، دلم برای خودم ...
به جای جرم دو آدم، قبول حکم خدا
هنوز پای صلیبی ... دلم برای خودم ...
میان بغض خیابان، چه گریه ها، بی او
صدای بوق مهیبی ... دلم برای خودم ...
تمام قصه ی فرهاد و بیستون این جاست
صدای پای رقیبی... دلم برای خودم ...
دلم برای خودم ای خدا نمی سوزد
عجب دروغ عجیبی ! دلم برای خودم ... !!!!!!