سراب
باز ارتفاع چشم او... تعبیر خوابم می شود:
من، اوج، پرتابی که حتما بازتابم می شود:
صفحه به صفحه حادثه در هر مجله یا خبر
دیدار من بعد از من و تصویر قابم می شود:
آن که برایش ذره ای...دیگر چه فرقی می کند؟
حتی همین حالا که او هر دم خرابم می شود
من عاشقت... من لایقت... حرف خودش را ناتمام
باشد تمامش می کنم! تو ماه تابم می شود؟
هر شب بتابی بر همان قبری که در من خفته است
شاید بروید از من آن چشمی، که خوابم می شود
این گونه حتما خواب من تعبیر خوبی داشت نه؟
من عاشقت... من لایقت... رویای نابم می شود
با این همه من، زندگی، بعد از تو با تو بعد مرگ
شاید اگر می شد ولی دنیا سرابم می شود
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 19:1 توسط الهه مینایی
|