بارانمایه های دختری از جنس من4
ادامه نامه قبل!
امشب رنگ و رو رفته به نظر می آمدی
نگرانت شدم
حتما تو هم روز سختی را پشت سر گذاشته ای
ماه ، ماه عزیزم
دنیای تاریک من، حقیرتر از آن است که بتواند تو را از من بگیرد!
تو در باور زخم هایم همیشه مرهی
نه دیوارها، نه ابرها و نه دست ها
هیچ کدام نمی توانند مدت زیادی تو را از من دور نگاه دارند
من در برگ برگ نقاشی هایم
من در گریه های شبانه ام
در مشق هایم
در سلول هایم
تو را می بینم
اگر در آسمانم نباشی حتی!
هرچند که باز هم دلتنگت می شوم....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۹ ساعت 22:53 توسط الهه مینایی
|