ادامه نامه قبل...

از این که گاهی ستاره ها فکر می کنند می توانند با نگاه شیطانیشان تو را از من بگیرند

خنده ام می گیرد

از اینکه چنان همسایگان بی چشم و رویی داری حرص می خورم

آن ها چه خیال کرده اند؟

این که تمام آدمیان خلق شده اند برای آنکه آنها را تقدیس کنند؟

این که تمام کهکشان ها آرزوی داشتنشان را دارند؟

این که خیلی پر رمز و رازند و درست به همین دلیل هم خیلی جذابند؟!

باور کن اصلا نمی خواهم از کسی بد بگویم

و یا کسی را خراب کنم!

اما نمی توانم بی زاریم را از همه ی آن هایی که می خواهند سعی کنند مثلا بین ما قرار گیرند

 پنهان کنم

چه خیال بیهوده ای...!

نمی دانند که واقعا بینی وجود ندارد؟

« گفتی اسرار در میان آور            کو میان اندر این میان که منم»